كاش در خلوت امشب تو فقط بودي و من
آگاه از اين دل پر درد تو فقط بودي و من
كاش هنگام دعا لب ز ميان بر مي خواست
بي ميانجيگري لب تو فقط بودي و من
واژه در مطلب دل واسطه خوبي نيست
كاش بي واژه و مطلب تو فقط بودي ومن
واژه نا محرم، دل هرزه و لب بيگانه است
كاش بي واسطه هر شب تو فقط بودي و من
روزها كاش نبودند و همه دم شب بود
شب بي اختر و كوكب تو فقط بودي و من
من هم از سينه دل هرزه برون مي گردم
اين دل صد دله يارب تو فقط بودي و من!
_________________
ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم ، تا این که در مسجد باشم و به کفشایم فکر کنم !