|
نمايش موضوع قبلي ::
نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
|
ati
عضو جدید


وضعیت: آفلاين 15 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 2 امتياز: 10 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در:
سه شنبه، 22 تير ماه ، 1389 11:36:52
موضوع مطلب: |
|
|
| عالی بود کیف کردم ای ول |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
جمعه، 25 تير ماه ، 1389 23:16:20
موضوع مطلب: |
|
|
مي دوني وقتي خدا داشت انسان را بدرقه مي کرد چي گفت؟
گفت: جايي که مي ري مردمي داره که مي شکننت، نکنه غصه بخوري ها!
من همه جا باهاتم... تو تنها نيستي:
تو کوله بارت عشق مي زارم که بگذري ،
قلب مي زارم که عاشق بشي ،
اشک مي دم که همراهيت کنه
و مرگ،
که بدوني بر مي گردي پيشم |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
يكشنبه، 27 تير ماه ، 1389 14:36:29
موضوع مطلب: |
|
|
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
لای انگشت کسی
قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
SaRa
مدیر انجمن


وضعیت: آفلاين 14 ارديبهشت ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 9325 تشکر کرده: 365 تشکر شده 309 بار در 220 پست
محل سكونت: دیار نور
|
ارسال شده در:
شنبه، 9 مرداد ماه ، 1389 14:26:18
موضوع مطلب: |
|
|
نغمه زندگي ام، به گوش زندگي ات نتواند رسيد؛ ولي بيا با هم سخن گوييم ، باشد كه هراس تنهايي را احساس نكنيم.من آمده ام تا
حرفي را بگويم و آن را خواهم گفت. اگر پيش از به زبان آوردن آن، مرگ مرا دريابد، فردا آن را به زبان مي آورد. زيرا فردا هيچ رازي را در
كتاب ابديت پنهان نمي گذارد.من آمده ام تا در شكوه و روشنايي عشق و زيبايي، زندگي كنم. من اينجايم، زنده؛ مردم نمي توانند مرا از
زندگيم تبعيد كنند.اگر آن ها چشمانم را دراورند من به نجواي عشق و نغمه هاي زيبايي و سرور گوش خواهم سپرد.اگر آنهابخواهند مرا
از شنيدن بازدارند، من وجد و سرور را در نوازش نسيم خواهم يافت كه آميخته اي ايست از رايحه زيبايي و حلاوت نفس هاي عاشقان.
واگر هوا را از من دريغ كنند،من با روحم زندگي خواهم كرد؛ زيرا روح، خواهر عشق و زيبايي است.من آمده ام تا براي همه و در ميان همه
باشم. _________________ ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم ، تا این که در مسجد باشم و به کفشایم فکر کنم !
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از SaRa تشکر کرده اند KING |
|
 |
|
SaRa
مدیر انجمن


وضعیت: آفلاين 14 ارديبهشت ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 9325 تشکر کرده: 365 تشکر شده 309 بار در 220 پست
محل سكونت: دیار نور
|
ارسال شده در:
شنبه، 9 مرداد ماه ، 1389 14:42:44
موضوع مطلب: |
|
|
امشب تنهایی تنهاتر از شب های دیروز است
تنهایی؟!
من و فانوس ماه و سکوت شب و صدای ساز و ...
اندوهی مهربان در دلم!!!
...
تو می دانی ای ماه ای روح شب ها
نگاه صبورم ، به خوشبختی روحم ایمان ندارد!!!
آه ای سکوت کور نگاهم کن
در من امید دیدن فردا نیست!
_________________ ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم ، تا این که در مسجد باشم و به کفشایم فکر کنم !
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از SaRa تشکر کرده اند KING |
|
 |
|
SaRa
مدیر انجمن


وضعیت: آفلاين 14 ارديبهشت ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 532 امتياز: 9325 تشکر کرده: 365 تشکر شده 309 بار در 220 پست
محل سكونت: دیار نور
|
ارسال شده در:
شنبه، 9 مرداد ماه ، 1389 15:22:40
موضوع مطلب: |
|
|
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
*
[/font"> _________________ ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم ، تا این که در مسجد باشم و به کفشایم فکر کنم !
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از SaRa تشکر کرده اند KING |
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
شنبه، 9 مرداد ماه ، 1389 18:16:33
موضوع مطلب: |
|
|
دردو دل با خدا
خانه قلب من کوچک است
آن را چنان فراخ کن
که پذیرای تو باشد.
خانه قلبم ویرانه است
آن را مرمت کن
تا درخور تو شود.
خانه قلبم آلوده است
آن را پاک و مطهر گردان
عمیق ترین آرزوی من، زمانی برآورده می شود
که تو همیشه و همیشه، در سرای قلبم ساکن شوی
و من هر روزم را در حضور پر نور تو سپری کنم |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
شنبه، 9 مرداد ماه ، 1389 18:20:51
موضوع مطلب: |
|
|
یادمان رفت
سرمشق های آب، بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم ها، یادمان رفت
گل کردن لبخندهای همکلاسی
دریک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم، پای تخته، حل تمرین
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشق های زنگ اول
ای وای ننوشتیم آقا یادمان رفت
آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم
جدیت " تصمیم کبری " یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
یادش به خیر! اما خدا را یادمان رفت
درسی که چوپان دروغگو داد، خواندیم
زشتی کارش دیدیم اما یادمان رفت
از مادر عباس خواندیم و ولیکن
مهر و محبت را، صفا را یادمان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرفها را زود اما یادمان رفت
فردا چه کاره می شوی موضوع انشاء
ساده نوشتیم آنقدر تا یادمان رفت
گاو عمو با شاخ تیزش یادمان هست
اما تشکر از خدا را یادمان رفت
دیروز تکلیف، آب بابا بود و خط خورد
تکلیف فردا، نان و بابا یادمان رفت
" حسین جعفریان " |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 13 مرداد ماه ، 1389 12:06:32
موضوع مطلب: |
|
|
کوچه
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم :
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
***** |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
يكشنبه، 17 مرداد ماه ، 1389 17:26:54
موضوع مطلب: |
|
|
بگوئید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در قلبش جنب جوش
ولی کس بدان راه نیافت
وخلاصه بنویسید: …………
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
وزندگی را برای زنده بودن
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
جمعه، 22 مرداد ماه ، 1389 13:06:09
موضوع مطلب: |
|
|
گاهی گمان نمی کنی، ولی می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته،قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدای گدایی و بخت یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
asal
صاحب نظر


وضعیت: آفلاين 6 خرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 268 امتياز: 3715 تشکر کرده: 52 تشکر شده 97 بار در 63 پست
|
ارسال شده در:
جمعه، 22 مرداد ماه ، 1389 13:32:42
موضوع مطلب: |
|
|
معلم
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . _________________ اگه قله ی دلت فتح بشه تفریح گاه عمومی میشه پس مواظب قله ی دلت باش
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از asal تشکر کرده اند KING |
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
جمعه، 22 مرداد ماه ، 1389 23:44:19
موضوع مطلب: |
|
|
| Pesare-Nime-Shab مي نويسد: |
اگر دستم رسد بر چرخ گردون ### از او پرسم که این چینست و آن چون ___ یکی را داده ای صد گونه نعمت ### یکی را قرص جو آلوده در خون
|
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
PersiaPrince
عضو ثابت


وضعیت: آفلاين 9 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 151 امتياز: 1980 تشکر کرده: 0 تشکر شده 31 بار در 27 پست
|
ارسال شده در:
شنبه، 23 مرداد ماه ، 1389 04:20:03
موضوع مطلب: |
|
|
گفتم : تو شـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟
گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟
گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟
گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟
گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟ _________________ می گویند هر وقت آب می نوشی بگو یا حسین(ع)
این روزها که آب می بینی و نمی نوشی آرام بگو یا اباالفضل(ع) . . .
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
| |
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Yones
صاحب نظر


وضعیت: آفلاين 5 شهريور ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 645 امتياز: 3405 تشکر کرده: 8 تشکر شده 9 بار در 7 پست
محل سكونت: مشهد
| |
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
| |
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Yones
صاحب نظر


وضعیت: آفلاين 5 شهريور ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 645 امتياز: 3405 تشکر کرده: 8 تشکر شده 9 بار در 7 پست
محل سكونت: مشهد
|
ارسال شده در:
دوشنبه، 8 شهريور ماه ، 1389 02:08:46
موضوع مطلب: |
|
|
اگردیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان بنزین نداشته گریه کرده _________________
از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم ، خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم ، چه انتظار سختی ، یکی بیاد جون منو بگیره
قلب من از تپیدنش خسته شد،نبضم با ضربه های معکوس مرد
قلب من ازخستگی خوابش گرفت ، این دل نا امید و مایوس مرد
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
KING
مدیر سایت


وضعیت: آفلاين 27 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2284 امتياز: 53420 تشکر کرده: 532 تشکر شده 626 بار در 464 پست
محل سكونت: مريخ
|
ارسال شده در:
سه شنبه، 9 شهريور ماه ، 1389 20:48:48
موضوع مطلب: |
|
|
تو می خواهی دور شوی از من
تو می خواهی پر کشی از من
همچو پرنده از شاخه ی درخت
خیالی نباشدت
پر کش ای عشق من از روی شاخه ی دستانم
پر کش اما هیچ مپندار که ریشه ام نابود می شود از رفتنت
تو می خواهی دور شوی از من
همچو ماهی از آغوش رود
خیالی نباشدت
دور شو ای عشق من از درون جاری آغوشم
دور شو اما هیچ مپندار جاری آبم خشک می شود از رفتنت
تو می خواهی بگذری از من
همچو ابر از روی کویر
خیالی نباشدت
بگذر ای عشق من از روی ترک های جانم
بگذر اما هیچ مپندار که یکپارچه تنم مرگ می شود از رفتنت
تو می خواهی رخت بر کنی از من
همچو بهار از دامان زمین
خیالی نباشدت
رخت کن ای عشق من از غنچه های کوچک عشقم
رخت کن اما هیچ مپندار که سبزم زمستان می شود از رفتنت
تو می خواهی دور شوی از من
اما هیچ پنداشته ای که من
بی تو هرگز نخواهم ماند ؟
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
roya
صاحب نظر


وضعیت: آفلاين 14 خرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 748 امتياز: 6110 تشکر کرده: 105 تشکر شده 94 بار در 67 پست
محل سكونت: tehran
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 10 شهريور ماه ، 1389 02:18:44
موضوع مطلب: |
|
|
به اوبگوییددوستش دارم
به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است
به صاحب دستانی که گرمای وجودسردمن است
به صاحب قلبی که دیگربرای من است
وبه او
وبه اوبگوییدنگاهش زندگی رابه من آموخت
عشق را...
محبت را...
زیبایی را...
بگوییدقلبم همیشهبرای اوست
حتی اگرنخواهد
حتی اگرآنرادوربیندازد
ومن
عاشقانه وتاابد
دوستش دارم
حتی اگردیگر
مثل قبل دوستم نداشته باشد
_________________ اگر مي خواهي ارزشت را نزد خدا بداني،نگاه كن ببين ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چقدر است.
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از roya تشکر کرده اند Marco Polo |
|
 |
|